كره را در نيمهٴ اول قرن، نميتوان ثابت كرد، در عوض تاريخ احياي سال 1403 مسلم است؛ از آن پس، چاپ حروفي در مقياس عظيم، يك نسل پيش از گوتنبرگ انجام گرفت.
غرب
پس از تاريخ مفصل چاپ در شرق، كه در جلد 1 و فصل هفتم و بيست و يكم بازگو شد؛ اينك به بررسي چاپ در غرب ميپردازيم. كافي است گفته شود كه چاپ چوبي در غرب پيش از ربع يا ثلث آخر سدهٴ چهاردهم آغاز نشد. جعبهٴ پروتا قطعهچوبي (باسمه) از بلوط بود، كه صحنهٴ مصلوب كردن عيسي را بهصورت معكوس نشان ميداد. وجه تسميهٴ آن بهخاطر تعلق داشتنش به ژول پروتا، چاپچي ساكن ماكُن در فرانسه بود. آن باسمه زياد براي چاپ به كار ميرفت و متخصصان تاريخش را سالهاي 1370 ـ 1380 ميدانند.1 در حدود 1392 براي شارل ششم، شاه ديوانه ورقِ بازي چاپ شد.2 اسناد چاپ باسمهاي زيادي از اواخر سدهٴ چهاردهم و آغاز سدهٴ پانزدهم در دست است. در اواخر سدهٴ پانزدهم و بعد از آن چاپ باسمهاي همچنان ادامه يافت.
چاپ حروفي در غرب تا مدتي پيش از سال 1450 اختراع نشده بود و به احتمال زياد اين اختراع مستقل از شرق بود. رشد جنيني آن بايد در بيش از يك نقطه صورت گرفته باشد؛ احتمالاً در حدود 1440 در ماينس به مرحلهٴ تجارتي رسيد. مخترع آن يوهان گوتنبرگ يا هر كس كه بوده، ظاهراً بلافاصله دستكم از دو جهت بر اختراع شرق پيشي جست: 1) روش حروفريزي بهتر، كه ابعاد حروف را به دقت ميسنجيد؛ 2) نوع بهتري از مركب كه براي چاپ مناسبتر بود.
اين مركب روغني بود و كشف آن احتمالاً از روش نقاشي رنگ و روغن اقتباس شده بود، كه سابقهاش در غرب دستكم به تئوفيلوس كشيش (دوازدهم ـ 1) ميرسد و پير سنت اومري (سيزدهم ـ 2) از آن بحث كرده بود. نقاشان اهميت روغن بَزرَك را دريافته بودند و آن را براي جلادادن كاملاً ميجوشاندند؛ اين روغن جلا اساس كار چاپ بود، درست برخلاف مركب. ولي رشد نقاشي رنگ و روغن، همچنين اختراع چاپ حروفي در غرب خارج از حوزهٴ كار ماست.